مصطفى بن محمد هادى خوئى
32
شرح دعاى صباح ( فارسى )
خود را به تو نمودهام كه آنچه مصلحت و صلاح من در آن باشد ، به عمل آورى . و اين است بارهاى گران گناهان من كه دفع نمودم آنها را به سبب رأفت و رحمت تو به توسيط توبه و استغفار و بازگشت به تو . و اين است خواهشها و آرزوهاى من كه گمراه كنندهء من است و مرا به ضلالت وا مىدارد ، واگذاشتهام آنها را به سوى نوازش و آمرزش تو . پس بگردان پروردگارا اين صباح مرا فرود آينده بر من با روشنايى هدايت و ارشاد ، كه اقتباس ضياء دين تو كنم و از اشراق نور تو و به راهنمايى معرفت تو از ظلمت گمراهى دور گردم ، و مقرون باشد به سلامتى در دين من از خطايا و اخلاق رذيله و معايب نفسانى و عقوبات آخرتى و به سلامتى در دنياى من از آلام جسمانى و بلايا و تعلّقات فناپذير و پيوسته به راه معرفت و طاعت ، مشغول باشم . و بگردان شامگاه مرا سپرى و حافظ و مانعى از مكر دشمنان ( يا از مكر جنّ و انس ) و نگاهدارندهاى از هلاك كنندههاى هوس و آرزو از حبّ مال و جاه در زخارف دنيا و طول امل . بدرستى كه توانايى تو بر آنچه مىخواهى عطا كنى و ببخشى پادشاهى را به هر كه خواهى به مقتضاى حكمت و مصلحت ، و مىستانى پادشاهى را از هركه مىخواهى . عزيز و ارجمند مىسازى هر كه را مىخواهى و ذليل و خوار مىگردانى آن را كه مىخواهى . به دست قدرت توست همهء نيكيها . بدرستى كه تو بر همه چيز توانا و قادر بالذّاتى . و بيرون مىآورى زنده را از مرده و بيرون مىآورى مرده را از زنده . و روزى مىدهى از خزائن رحمت خود هر كه را مىخواهى بىاندازه و شماره . تنزيه مىكنم تو را تنزيهى كه مقترن به حمد و ثناء تو است پاكى تو و تو را به پاكى از مانند و شريك و از همهء نقصها و عيبها و از صفات اجسام ياد مىكنم و پاكيزگى تو را شايد ، اى خداوندى كه داراى جميع صفات كمال مىباشى ، در حالتى كه متلبّسم به حمد